![]() |
![]() |
|
| شاید زود .... شاید هرگز |
|
مریم و زندگیش فقط یه داستان بودن/حالا هم تموم شده این تراژدیه غمناک/ببخشید اگه باورتون شد/مجبور بودم/بخاطر یه حضور ناگهانیه یه آدم!...!/که کل زندگیمو ریخت به هم!!!/
مهم نیست/اون حضور مفقود شده/خیلی وقت پیش... دیگه ازم نخواین آپ کنم/ ممنون/ بای/ "مریم" |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1388/07/01ساعت توسط ستاره ی بی انتها |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
نمیدانم....
نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد . نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت . ولیکن سخت مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد ، بدست کودکی نادان و بازیگوش و او یک ریز و پی در پی بفشارد دم گرم خودش را بدین سان بشکند در من سکوت مرگبارم را... |
| پیوندهای روزانه |
|
آموزش برنامه نویسی به زبان ویژوال بیسیک برنامه نویسی به زبان++c C++ برنامه نویسی کاربردی به زبان آهنگ هاي محسن چاووشي آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 |
| پیوندها |
|
میلاد احسان وحيد توهم فانتزی شراره عليرضا ستاره رضا فرتا نقش خيال سجاد الهه ي غم |
|
RSS
|